با توجه به قرارگیری محل پروژه در حریم شهر و در پهنه آبیدر ، ایجاد هرگونه تغییر و تعریف پروژه در پهنه آبیدر نیاز به اخذ مجوز از اداره کل منابع طبیعی،اداره کل میراث فرهنگی و سپس طرح موضوع در کارگروه امور…

۱۰ ایراد اساسی برپروژه موسوم به باغ ایرانی در آبیدر
۱-عدم اخذ مجوز های قانونی از مراجع ذیربط:
با توجه به قرارگیری محل پروژه درحریم شهر و در پهنه آبیدر ، ایجاد هرگونه تغییر و تعریف پروژه در پهنه آبیدر نیاز به اخذ مجوز از اداره کل منابع طبیعی،اداره کل میراث فرهنگی و سپس طرح موضوع در کارگروه امور زیربنایی استان و دست آخر هم شورای برنامه ریزی استان است.بنابر بررسی انجام شده تا بحال مجوز های لازم اخذ نشده و لازم است در صورت اخذ مجوزهای قانونی شهرداری نسبت به ارایه آنها اقدام نماید.
۲-رابطه ناکارآمد با المان یادبود:
با توجه به اینکه المان یادبود نصب شده رو به سوی شهر و پشت به کوه دارد ، طرح این مجموعه فضای سبز در فضای پشت مجسمه قرار گرفته و عملارابطه کارکردی و منظری و محوری درستی با مجسمه برقرار نمی سازدو ارتباط بصری ناشی از پیوند المانها و فضایهای سبز که جزءعناصر اصلی طراحی شهری است در این طرح مخدوش و ناکارآمد بوده و جای سوال دارد که طراحان این مجموعه بر اساس چه اصول منظری دست به چنین اقدامی زده اند.
۳- باغ ایرانی خاص اقلیم های گرم و خشک است
با اندکی کنکاش در ادبیات منظر و منظر باغ ایرانی با توجه به مطالعات عمیق، دروس دانشگاهی و رشته های مرتبط با منظرو منظر محیطی و حتی مجموعه وسیعی از تولدات مکتوب تخصصی همچون کتب و مجلات در می یابیم که باغ ایرانی دارای تعریف خاص قوی و غنی ای است که در پاسخ به اقلیم گرم و خشک فلات مرکزی ایران در طول قرنهای متمادی شکل گرفته و واکنشی بسیار هوشمندانه از تعامل انسان ایرانی با محیطش است. باغ ایرانی در رابطه با رشته قنات های زیر زمینی، با نقش و کارکرد و محدودیت های مشخص همچون قطعه کوچکی از بهشت در مناطق با آب هوای بسیار سخت و طاقت فرسا سر برمی آورد .اقلیم سرد و کوهستانی و خط راس یکی از تپه های آبیدر کجا و مناطق خشک فلات مرکزی ایران کجا؟ آری در هر اقلیمی انسان هوشمند ایرانی راهی بومی می یافت و مفهوم باغ و فضای های سبز و عمومی در مناطق کوهستانی ایران مختصات و مشخصاتی کاملا متفاوت از باغ ایرانی دارند.مشخص نیست که طراحان این پروژه چه مقصودی از بکاربردن این مفهموم غنی برای این مکان داشته اندمحتمل است که اصولاً برنامه طراحی محیط کاملا در ناآگاهی نسبت به مفاهیم عمیق طراحی منظر تدوین شده است.
۴-باغ ایرانی دارای هندسه ای خاص است
همانگونه که اشاره رفت باغ ایرانی از زنجیره آبهای زیر زمینی تعذیه می کند ،هندسه انتزاعی تقریبا خشک و غیر قابل انعطافی دارد،کوشک باغ ایرانی نفش مهمی را بعنوان قلب مجموعه و المان ایفا می کند؛محورها و راستاهای آب و پیادهو حتی جانمایی درختان و نظام کرت بندی همه و همه از اصول کاملا مدون طبعیت می کنند که همگی در تناسب با اقلیم گرم و خشک فلات مرکزی ایران اند نه اقلیم سرد و کوهستانیو دامنه آبیدر!
۵-جانمایی نامناسب بلحاظ اقلیمی:
جدای از برنامه طراحی ناآگاهانه برای محیط ؛در ملاحظه پهنه های ۱۳ گانه طراحی شده با آبیدر و قدری تامل در می یابیم که طراحی مکانها در محلهای کمتر درمعرض باد سرد زمستانی و عمدتاً در خط القعر ها شکل گرفته تا با اقلیم تناسب بیشتری بیابد.امیریه و امانیه و پهنه های دیگر موید چنین الگوی طراحی اند.در این زمینه نیز این پروژه دارای ایرادات اقلیمی عمده و اجرای ان بسیار با عجله و فاقد مطالعه همه جانبه است که احتمالا محیطی در معرض با د و سر و غیر قابل استفاده را در حداقل ۶ ماه سال به ارمغان می اورد.
۶-تشویق بیشتر حضور اتومبیل در آبیدر:
تقریبا تمام مراجع مدیریت شهری در سنندج چالش طراحی ابیدر بر مبنای حرکت سواره را جزو ایرادات کلی آن میدانند و در مذمت ان مقاله می نویسند و پیشنهاد خودرو برقی وکالسکه میدهند و بر نقویت مسیرهای پیاده تاکید دارند.حال چگونه است که اجرای چنین پروزه هایی در چهنه های دوردست و جدید در آبیدر پیش بینی شده که دسترسی عمده به انها از طریق سواره رو صورت میپذیرد.بنظر می رسد مدیریت شهری و شهرداری و شورای شهرباید پاسخی درخور بیایند.
۷-عدم اولویت در اجرای چنین طرحی در مجموعه آبیدر:
آبیدر بعنوان شاخص ترین عنصر طبیعی و اقلیمی در ساخت شهر سنندج دچار فرسودگی است.کافیست به مناطق مختلف ان سرکشی کنید از بند کشی های فروریخته دیوارهای تخریب شده و عناصر فرسوده در جای جای این پهنه مهم دیده میشوند، مدیریت شهری هوشمند و با تدبیر منابع مالی محدود خود را صرف بازتولید فضاهای فرسوده و احیا و مرمت آنها و تجهیز به کیفیت های محیطی جدید میکند نه تعریف پروژه های خلق الساعه.
۸- عدم وجود اولویت در اجرای چنین طرحی در شهر سنندج:
یکی از مهمترین چالش های در برابر مدیریت شهری سنندج توزیع نابرابر فضاهای سبز و مکانهای تفریحی در شهر است و تمرکز فرسایشی بر چند مکان خاص.همگان علی الخصوص اعضای شورای شهر تاکید بر این دارند که مناطق کم برخوردار تر شهر در زمینه فضای سبز بسیار وضعیت نامطلوبی دارند .حال چگونه است که بجای اجرای فضای سبز در تپه ورودی نایسر ،احیای مسیر رودخانه فصلی در حسن اباد، منظر سازی و ایمن سازی جداره در گریزه و ایجاد پارک در ننله و یا ایجاد فضاهای سبز در نواحی کم برخورداری چون تقتقان ،فرجه،عباس آباد چشم خود را بر ماجراجویی های جدید شهرداری در آبیدر بسته اید.پس داعیه توزیع متقارن منابع مالی در احیای فضای سبز به کجا ختم شده است؟
۹-عدم تایید و تصویب طرح منظر و معماری پروژه در مراجع ذیربط:
بنابر بررسی صورت گرفته هیچ کدام از مراجع ذیربط همچون کارگروه سیما و منظر شهری ، کارگروه امور زیربنایی و کمیسیون عمران شورای شهر چنین طرحی را تصویب نکرده اند .
۱۰-عدم تولیت مجاز سازمانهای ذیربط شهرداری در خصوص اجرای پروژه:
اجرای چنین پروژه ای با این میزان از اهمیت بلحاظ جانمایی قاعدتاً میباست از طریقمتولیان تخصصی در شهرداری صورت پذیرد این متولیان عبارتند از سازمان سیما و منظر شهری ،شهرداری های مناطق یا معاونت عمرانی شهرداری که بنابر بررسی صورت گرفته هیچکدام تولیت این پروژه را نداشته و اساساً تابلویی از مشخصات پروژه سازمان متولی و تابلو حاوی نقشه ها و طرح های سه بعدی و اطلاعات پایه پروژه درزمان یازدید از محل مشاهده نشد