استاد و عضو هیات علمی دانشگاه کردستان

این گفتگو را با موضوع مناسبات شهروندان و دولت در ارتباط با خدمات و فضا های شهری آغاز می کنیم:
در اینکه شهروندان به واسطه عدم خدمات و محیط مناسب در شهر تحقیر می شوند، شکی نیست در رابطه با نقش دولت ها باید گفت در جوامع توسعه نیافته همچون جامعه ما به دلیل وسعت و عدم شکل گیری و حضور موثر نهاد های مردمی در زمینه های مختلف، نهاد دولت همواره مقدم و مسوول است و اصلی ترین عامل این ضعف به شمار می آید. اما در جوامع توسعه یافته  به دلیل ساختار موجود وزن اصلی در حوزه های مختلف بر دوش خود مردم است و دولت ها بخصوص در این موضوع کاملا تعریف و جایگاه متفاوتی دارند.
در ادامه این گفتگو با توجه به گستردگی موضوع خدمات شهری بر روی معابر پیاده متمرکز می شویم:
اتفاقا موضوع تضییع حقوق شهروندان و تحقیر آنها در جامعه ما کاملا در حقوق عابران پیاده نمود دارد. از منظر تاریخی از چند دهه پیش با تلاش شهرسازان آوانگارد اروپا و امریکای آن دوران، این تفکر که ماشین ها وسایل مقدسی برای تسلیم کردن شهر به آنها نیستند و صاحبان شهرها انسان ها هستند، شکل گرفت. در نتیجه این تلاش های صورت گرفته در جوامع مدرن بالخص اروپایی معرفی انسان به عنوان عاملی محق که می باسیت حق خود را در شهر ایفاد نماید در نگرش های جدید شکل گرفت و انسان را به تنهایی بدون وسیله نقلیه همچون یک شهروند پیاده معرفی کرد. می بینیم که پس از این تحولات از نظر اقتصادی خودرو به عنوان یک آبجکت زیر سوال می رود، کانسپت پرسه زنی فلاونر ظهور می کند و به این ترتیب شهروند مدرن، شهر را به عنوان مجموعه ای از چند هدف مختلف نمی بیند که بین این اهداف در حرکت باشد، اهدافی مانند محل کار و منزل. برای چنین شهروندی بین این دو نقطه بی ارزش است در چنین تعریفی شهروند صرفا می خواهد با سرعت خودرو و یا مترو بین این اهداف حرکت کند. در حالی که شهروند مدرن به دنبال سرعت در حرکت نبوده و مسیر حرکت را نیز زندگی می کند.  بعد ها سایر علوم همچون روانشناسی بالاخص روانشناسی رشد، جامعه شناسی شهری و روانشناسی محیطی به کمک این نگرش نوین آمده و آن را تکمیل می کنند. حتی امروزه عصب شناسی نیز در کمک به این باور حضور دارد. حرکت در شهر بسیار مهم است. روانشناسان یکی از هوش های نه گانه بچه ها را هوش اجتماعی، محیطی و فضایی بچه ها می دانند، هنگامی که بچه ها در فضا های شهری قدم می زنند سواد فضایی و هوش اجتماعی آنها رشد و تغییر می کند. در موضوع سلامت هم سالهای اخیر تحقیقات با ارزشی صورت گرفته که بر پیاده مداری تاکید می کند. متاسفانه در این زمینه کشور های در حال توسعه فاصله زیادی از کشور های توسعه یافته دارند. در کشور ما که شرایط بسیار نا مناسب تر است و عملا حقوق پیاده در تعاریف و تعارف گیر کرده است و هم با توجه به سیاست های موجود در این حوزه متاسفانه به نظر می رسد که این فاصله در حال افزایش باشد. به نظر من اساسی ترین موضوع در این بحث به ضعف در رابطه میان دولت ها و ملت در ایران ارتباط دارد. در ایران این ارتباط به مفهوم مدرن و ایده آل خود شکل نگرفته است.
این گفتگو را با موضوع سرزندگی و ایمنی فضا های عمومی ادامه می دهیم:
واقعیت این است که شهر باید در کنار سر زندگی ایمن باشد.
  شـهرمان ایمـن نیست
در شهر ما هر آن ممکن است حادثه ای رخ دهد و بخش قابل توجهی از سالمندان و افراد کم توان جرات حضور در شهر را ندارند. سر زندگی شهر را فستیوال ها، جشن ها و مراسم های متنوع تامین می کنند. اما ما چنین چیزی را را در شهر های خود نداریم. شهر باید پویا باشد یعنی عملکرد های مختلفی را در خود جای دهد عملکرد هایی که ضمن تنوع در امتداد هم قرار گیرند.  نه چیزی که ما شاهد آن هستیم که یک سالن آرایش را در کنار تعمیرگاه می بینیم. این عملکرد ها مزاحم یکدیگر هستند. در یک خیابان و در مجاورت همدیگر، آرایشگاه، کارواش، تعویض روغنی، مطب پزشک، دفتر وکالت رستوران را می بینیم. (خیابان ادب سنندج را ببینید) این پویایی نیست، این عین مزاحمت و اختلال عملکردی است.
نظر بهرامی را به عنوان یک متخصص حوزه شهری در خصوص راهکار های ارتقای سطح پیاده مداری و تاثیرات مطالبات عمومی در این موضوع می پرسیم:
در این مورد که ما چگونه پیاده مداری را به یک مطالبه عمومی تبدیل کنیم. یکی از اساسی ترین روش ها آگاهی دادن به مردم است. بهترین روش ورود از حساس ترین نقطه جامعه از دیدگاه افراد است “ یعنی سلامت “ ، اروپایی ها با ترس از سرطان مصرف نوشابه را تا حدود زیادی کنار گذاشتند. همین جمله “ که نوشابه عامل سرطان است”برای این حرکت کافی بود. تجربه نشان داده که حرکت بر مبنای نیاز های مبتنی بر فیزیولوژی و امنیت بهترین نتیجه را حاصل می کند. در جامعه ما در این خصوص کاری جدی شکل نگرفته است. تنها طرح های یک وزارتخانه کافی نیست باید از آموزش و پرورش شروع شود. دانشجویان ما حاضر به چند قدم پیاده روی در محیط دانشگاه نیستند. این مساله مهمی است که باید به عنوان نیاز پایه ای تبیین شود و وقتی نیاز شکل گرفت می توان در این خصوص کار کرد. به نظر من همین کاری که شما در این مجموعه در راستای اطلاع رسانی و پرسشگری می کنید می تواند یک قدم مهم باشد.