باید دید استاندار جوان و بومی که امروز “بلیط ارزشمند سینمای معارفه ایشان” دست به دست می چرخد، تا چه میزان به توسعه سیاسی استان، همچون یک ضرورت و پیش نیاز می نگرد و آیا در تصمیمات و برنامه های خود، استفاده…

عاقبت امروز مصادف با اول آذر ماه ۱۴۰۰ پس چند ماه بلاتکلیفی و انتظار، اسماعیل زارعی کوشا به عنوان استاندار جدید کردستان در سالن سینما بهمن سنندج با حضور وزیر کشور معارفه شد و استاندار پیشین بهمن مرادنیا مورد تودیع و تکریم قرار گرفت.

در این چند ماه، از آغاز دولت، فعالین سیاسی استان از طیف های مختلف کوشیدند تا ضمن یادآور شدن وعده های انتخاباتی دولت جدید، در فرآیند انتخاب استاندار، موثر باشند و حساسیت این روزهای کردستان را به گوش مرکز نشینان برسانند. تطویل زمان انتخاب استاندار کردستان علی رغم انتظار ایجاد شده در استان، مطرح شدن بیش از ۵۰ نفر به عنوان گزینه استانداری را به همراه داشت و چنین فضایی موجب داغ شدن فضای اخبار غیر رسمی و البته آشفتگی افکار عمومی در این موضوع گردید.

فارغ از نگرانی ها و خوشحالی های موجود در این انتخاب – که معمول هر انتخابی است – و همچنین به دور از پیش بینی های میزان موفقیت استاندار جوان و بومی در کردستان – که باید برای قضاوت آن فرصت داده شود – آنچه امروز می تواند همچون نمود بارز ” فرآیند انتخاب استاندار کردستان” مورد گفتگو قرار بگیرد به صورت مشخص “ضعف اساسی جامعه سیاسی استان کردستان” است.

در این مدت اکابر اصولگرای کردستان – که بعضا سن فعالیت سیاسی ایشان بیشتر از عمر انقلاب اسلامی است – به همراه جوان تر ها – که در میان ایشان اصلاح طلب های تغییر موضع داده هم هستند-  با تمام توان در مسیر اثر گذاری در موضوع استاندار کردستان فریاد زدند، فریاد هایی که بجای رسیدن به تهران، تنها طنین آن در استان فضا را آشفته تر کرد.

 

به صورت مشخص آنچه در یک نگاه به چند ماه گذشته جامعه اصولگرایی استان می توان دید “عدم انسجام و محوریت” و نیز “فقدان ابزار های تاثیر بر مرکز” است. جامعه اصولگرایی استان کردستان که قدرت مانور سیاسی برخی زعمای آن محدود به روابط سنتی خود با چند نفر “دوست قدیمی در مرکز” است، نتوانست کمترین میزان انسجام و تاثیر را از خود نشان بدهد.

اگرچه در استان عقب نگاه داشته شده ای همچون کردستان، به دلیل فقدان اساسی زیرساخت ها، توسعه همواره مترادف ساخت کارخانه و راه و ….. است اما آنچه امروز زمینه ساز تداوم این کمبود ها در کردستان است، چیزی نیست جز عدم توسعه سیاسی این استان. محدود بودن فهرست سیاسیون استان کردستان به چند نفر که عموما در مجامع تمام شورا ها تکرار می شوند حکایت از نوعی انحصار نامیمون در فضای سیاسی استان دارد که شکستن آن پیش نیاز هر نوع توسعه دیگری است.

علی رغم دامنه نگاه های متفاوت به انتخاب استاندار جدید، آنچه امروز همچون یک ضرورت می بایست مورد توجه قرار بگیرد، ضرورت تلاش در مسیر توسعه سیاسی استان کردستان و تجهیز سیاسیون به ابزار های تاثیر در مرکز است، که اگر محقق نشود همچنان سیاسیون استان در فقدان این ابزار ها، می بایست همچنان ساعت ها در پشت دراتاق تصمیم گیران در مرکز معطل مانده و بدون نتیجه باز گردند.

باید دید استاندار جوان و بومی که امروز “بلیط ارزشمند سینمای معارفه ایشان” دست به دست می چرخد، تا چه میزان به توسعه سیاسی استان، همچون یک ضرورت و پیش نیاز می نگرد و آیا در تصمیمات و برنامه های خود، آنگونه که نماینده، ولی فقیه در کردستان در مراسم تکریم و معارفه ایشان گفت: با پرهیز از قبیله گرایی، استفاده از تمام ظرفیت های استان را در دستور کار خواهد داشت و یا باز هم کردستان شاهد در های بسته ی اتاق های تصمیم گیران و جلسات شبانه و محفلی “مدیران خودی” خواهد بود.